تبلیغات
من و تو

من و تو
حالا هی بیا و ترانه بگو دیگر...!
نویسندگان
نظر سنجی
به نظرشما از لحاظ ساختاری شعرنو نزدیكی بیشتری با كدام قالب شعركهن پارسی دارد؟







 

ساعت دُرُست هفت دقیقه یِ نیمه شب است...

 

شعر

پاورچین و پوشیده می آید

می آید و ما را دل پُر تَر از

هزار مثنویِ گریه می کند

می بَرَد تا نمی دانمِ کجا

آنجا که کسی در انتظارِ مویه های من گریسته است !

آنجا که دیگر همه فهمیده اند

من

هیچ نسبتی با رویاهایِ تو ندارم

با اینهمه

هرباره می آیم و

هرشب

پُشتِ پنجره یِ اتاقِ  رویاهایِ تو

دوباره

بیتوته می کنم !

ببخشید!

به خدا نخواستم کسی به رازِ ما پی بِبَرََد !

حالا اگر به خوابِ همه ستارگانِ این شهر گریسته ام

یک اتّفاقی افتاد !

نفهمیدم چرا بی سبب

به خوابِ آنهمه آینه آمده ام !

نفهمیدم چرا

تمام اشک هایم تکرارِ نام توست

کاش اینهمه ستاره

به خوابِ تو بیایند

که سُراغِ  مسافری با ترنّمِ ترانه یِ باران گرفته ای !

پَر پَر گریه درخواب هایِ من

 تکرارِ نام توست

تو  بگو

به خوابِ کدام ستاره یِ چشم انتظار

گریسته ای ؟!




از دفتر شعر: الفبای جنون،
[ پنجشنبه 10 اسفند 1391 ] [ كیوان ]
درباره وبلاگ


حالا
حالا كه كوچِ شعرهایِ مرا
پَرپَرِ ناگزیرِ پرستویِ رؤیا
گرفته ای

حالا كه جز من كسی
در سایه سارِ یأس قدم نمی زند

حالا كه دوستت دارم ها
پرسه دركوچه‌یِ ناباورِ ترانه است

حالا كه تبلورِعشق
طعمِ تلخِ تبسّمِ شكسته‌یِ تنهائی
شده است

حالا كه هزارویك دعایِ بی نشان
راه آسمانِ استجابت را
گم كرده است...

حالاهم تو نیا !
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب