تبلیغات
من و تو

من و تو
حالا هی بیا و ترانه بگو دیگر...!
نویسندگان
نظر سنجی
به نظرشما از لحاظ ساختاری شعرنو نزدیكی بیشتری با كدام قالب شعركهن پارسی دارد؟







 

ببین ساینا

معلوم است كه باید از این جنگلِ غمزده بروم

طبیعی است كه این درختانِ پابه جایِ در تقلایِ هیچ

كَز ترسِ تبر سالهاست پوسیده اند و

آفت زده شاخه هایِ خشكیده شان

آشیانِ ماتمزده‌یِِ آمالِ بُگذشته است

حضورِ مرا بیگانه اند

و قدم هایِ تندِ عبورِ مرا

به انعكاسِ همهمه‌یِ غراب‌ها

سراسیمه اصرار می كنند.

 

ببین ساینا

شما دارید اشتباه می كنید

من از اول هم دل به این سایه ها نسپرده ام

و می دانستم

نه از گردباد

یا  توفانِ حادثه ای

و نه

به دستِ هیزم شكنی

كه تنها به یك

تكیه‌یِ خفیف

یا از نسیمی نحیف

خمیده می شكنند !

خب به من چه پوسیده اند

من مسئولِ هَرَسِ این جنگلِ خشكیده نبوده ام !

هرچه

پای در جای تر

دل به جای تر

ریشه ها... ریشه ها... ریشه ها

خشكیده اند !

هی دلم می خواهد بروم

بیا برویم دورتر

ببین ساینا

چیزی به توفان نمانده است ...




از دفتر شعر: غبار بی امان،
[ شنبه 11 خرداد 1392 ] [ كیوان ]
درباره وبلاگ


حالا
حالا كه كوچِ شعرهایِ مرا
پَرپَرِ ناگزیرِ پرستویِ رؤیا
گرفته ای

حالا كه جز من كسی
در سایه سارِ یأس قدم نمی زند

حالا كه دوستت دارم ها
پرسه دركوچه‌یِ ناباورِ ترانه است

حالا كه تبلورِعشق
طعمِ تلخِ تبسّمِ شكسته‌یِ تنهائی
شده است

حالا كه هزارویك دعایِ بی نشان
راه آسمانِ استجابت را
گم كرده است...

حالاهم تو نیا !
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب