تبلیغات
من و تو

من و تو
حالا هی بیا و ترانه بگو دیگر...!
نویسندگان
نظر سنجی
به نظرشما از لحاظ ساختاری شعرنو نزدیكی بیشتری با كدام قالب شعركهن پارسی دارد؟








خداوندا

تُرا بسیار می خوانم

تُرا تنها نجاتش از منِ دیوانه می دانم !

 

(خیلی اذیتت کردم ، هیچجوره نمیتونم جبران کنم ، خیلی متاسفم

درحالیکه همیشه ازم بیزار بودی ، دیوانه واربهت عشق  ورزیدم

وقتی  تو جهانِ واقع، ازم دوری می کردی

توی دنیایِ خیالیم، هرلحظه بهت نزدیکتر می شدم

همیشه بهم نه گفتی و همواره همه رو گول زدموُ

به همه  دروغ گفتم؛ که گفتی آره !

خیلی تلخه اما الان  اقرار میکنم

حالا دیگه باور کردم  ازم متنفری

اما هنوزم دلیلشو نمی دونم !

اینه که بیشتر آزارم می ده

دارم دعا می کنم خدا همه یِ  بدیامو به خودم برگردونه

تمام فریب و حقه بازیامو رو کنه تا پیش همه رسوا شم

می دونی

خداخیلی دوست داره که اصلاً دوسم نداری

دعا می کنم هیچوقت گول موجود کلّاشی  مثه منو نخوری

حالا این آخر عمری

انگاربی حساب شدیم

منتظر همین حرفا بودی نه؟

تا خودم بیام و خودمو رسوای عام کنم

Ok!

همون شد که می خواستی

حالادیگه همه جماعت می دونن

حکمم هرچی باشه قبوله    )

 

تُرا می گویمت؛ الله

تُرا ای شَه :

(خدایا دمت گرم ؛ واسه اینکه هیچوقت گولِ من؛ یعنی این غول بی شاخ و دم رو نخوره ...)


دِلَش

از سنگِ خارا دِه

و چشمانی

نبیند جُز متاعِ نقدِ دنیا را

و دستانی

که تنها دست یازَد سویِ شادیها

قدمهائی

به سویِ سرخوش احوالی

نفسهائی زِ سَرمَستی

تُهی از خویش آزاری

سری سامان

سرائی سبز، جاویدان

نباشد دیگَرَش از عشق سودائی

بسانِ کامل اندیشان

نه دل کیشان

نه زینسان تا کنون  هَستم !

نه زین رَه تا کنون  بَستم !

که تا امروز

فرسودم دل و جانش

و حاصل چیست کآخِر مُزدِ احسانش !

چو تیشه فرقِ فرهادِ پریشان را

شکافد مهرِ شیرینش !

خدا را عاقبت اینش ؟!

جنون دردی ست بی درمان

خدایا عاقلم گردان

ترا دردام این ابلیس*

ترا با عشق

ترا بیهوده در کامِ دلِ دیوانه نسپارم

ترا ای عشقِ من

دیگر نیازارم

 

*- ابلیسم که البته گفتن نداره ؛

خودمم دیگه !




از دفتر شعر: تحلیل درد،
[ سه شنبه 12 شهریور 1392 ] [ كیوان ]
درباره وبلاگ


حالا
حالا كه كوچِ شعرهایِ مرا
پَرپَرِ ناگزیرِ پرستویِ رؤیا
گرفته ای

حالا كه جز من كسی
در سایه سارِ یأس قدم نمی زند

حالا كه دوستت دارم ها
پرسه دركوچه‌یِ ناباورِ ترانه است

حالا كه تبلورِعشق
طعمِ تلخِ تبسّمِ شكسته‌یِ تنهائی
شده است

حالا كه هزارویك دعایِ بی نشان
راه آسمانِ استجابت را
گم كرده است...

حالاهم تو نیا !
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب